من اخلال گرم...
من اخلالگرم
از سرزمين رنج و
حرمان
کوچههاي غم، زاغههاي فقر
از ملک محرومان
از گوشهي ايران
با خشم ميآيم
با کينه ميآيم
آي مردم من اخلالگرم
پدرم را بيناني کشت
و ميگفت ولي
که خدا رزاق است.
پس بگوييد که نانم به کجا پنهان است؟
ز چه رو زندگيام بيسر و بيسامان است.
چه کسي نان مرا دزديده؟
يا چه کسي سفرهي ايمان مرا برچيده؟
همه گويند که اخلالگرم
ليک من پيرو پاک بوذرم
مردي از طايفهي غفاري،
گنهش چيست جز اخلالگري؟
و کدامين اخلال؟
کارش اخلال به کار اشراف
زدن کتف شتر بر سر کعب الاحبار
حرفش آيات شريف قرآن.
و قيامي به بلنداي ظهور
+ | نويسنده : نوشته شده توسط اعضای بسیج دانشجویی در تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 |