تبليغاتX
عصر مبارزه
عصر مبارزه

پایگاه فرهنگی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه آذربایجان
   http://tmabasij.blogfa.com
خبرنامه و نظرسنجی
برای اطلاع از اضافه شدن مطالب جدید به وبلاگ می توانید در خبرنامه عضو شوید .

کد خبرنامه

کد نظرسنجی

پیوندها
جديد

پیوندهای روزانه



شعری از قادر طهماسبی (فرید)

ستاره های بی ستاره

بچه‌هاي بي‌پناه انقلاب / اجتماع بي‌ستارگان / بچه‌هاي خوب / بچه‌هاي ناب / تيم سرفراز عاشقان / مشت‌شان تمام پْر / دست‌شان تهي! / بنگريد آي بنگريد / گردش زمانه را! / عشق نيمه‌جان من شبي گذشت / از پل هزار آبرو / يك سبد ستاره يافتم / با هزار درد جست‌وجو / آمدم به شهر زندگي / با هزار آرزو / در ميان راه از شعف / مي‌سرودم اين ترانه را!

O

چشم من به هر طرف دويد / برف ديد برف / در اجاق بي‌دريغ لب / داشتم هزار شعله حرف / آمدند بچه­ها و ساختيم / كلبه‌اي ز جنس آسمان / بي‌حکايت از زمين / بي‌شكايت از زمان / در كمال سادگي! / انفجار چند حرف / گرم كرد آشيانه را!

O

يك سبد ستاره داشتم / آمدم به سوي بچه‌ها / آي بچه‌ها / بچه‌هاي دردمند مهربان / در هواي مات و ابرفام شب / تلخ و بي‌بهانه مي‌گريستند / اين ستاره‌هاي بي‌ستاره / هم‌چنان / كارشان شمردن ستاره بود / ناله‌هايشان در استعاره بود / قصه‌هايشان / هميشه با اشاره بود / غنچه‌اي شكفت / آي بچه‌ها! / ستاره را! جوانه را!

O

آمدند بچه‌ها / دوان‌دوان / نفس‌زنان / بود اشك با عرق ز رويشان روان / چشم‌شان پريد در سبد / دست‌شان دويد در سبد / يك ستاره هم براي من نماند / خيره ماند دست خالي سبد / در ستاره‌هاي چشم من! / باز هم گريستم / اي خداي من! ز من مگير / اين صفاي كودكانه را!

O

آسمان گرفت / خنده‌ها و رنگ‌ها ريختند / از لبان و چهرگان من / خيره ماند بر ستاره‌اي كه پشت ابرهاست / آسمان من! / چشم من گريست / چاره چيست؟ / صبر كن! اي دل شكسته صبر كن! / يا به پيشواز رو / مرگ سرخ عاشقانه را!

O

بچه‌ها ز شهر شب گريختند / خواب را به رودخانه ريختند / بود آنچه بود / ماند آنچه ماند! / كفش‌پاره‌ها به پابرهنگان رسيد! / هم‌چنان كه بود! / رخش‌هاي آهنين بادپا / به سالكان مدّعي! / كز منازل هزارگانه چون شهاب بگذرند! / سكه‌ها به موش‌هاي خانگي! / كاخ­ها و قصرها / به واعظان رند و عالمان بي­عمل! / كز فراز برج‌هايشان، / خداي را بليغ‌تر صدا كنند و در فرودشان / فصيح‌تر خدا خدا كنند! / سفره‌هاي هفت‌رنگ / دختران مَه‌جبين / به بندگان مخلص شكم / به زاهدان هفت‌خط! / سوختم! عجب حكايتي! / چه طاعت و عبادتي! / زير سقف آسمان / بهشتي اين‌چنين؟ / عجب عدالتي! / چشم واكنيد و بنگريد / در كمين نخل انقلاب / موريانه را!

O

بچه­ها روان شدند و كاروان شدند / جمله جان شدند و هم‌نشين ساكنان آسمان شدند / بچه‌ها مرا نشانه كاشتند / آنچه داشتند / واگذاشتند / جاگذاشتند بچه­ها، خداي من! / يا گذاشتند بچه‌ها براي من / گريه‌هاي تلخ و بي‌بهانه را!




+ | نويسنده : نوشته شده توسط اعضای بسیج دانشجویی در تاريخ : دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 |

مطالب گذشته

منوی اصلی

آرشیو ماهانه

Copy Right © http://tmabasij.blogfa.com .:. Template Design By : GHALEBKADEH